عمر نگاهِ نوكرت گريه به استعاره ها

كنايه هاي روضه‌ها اشاره‌ها اشاره‌ها

واي اگر نسيم غم، پرده ز روضه افكند

زلف تو نوحه خوان شود به نيزه‌ها مناره‌ها

واي اگر به علقمه ديده ببيند آن همه

نقش به آب و خون زده دست جدا نگاره‌ها

واي اگر كه چشم دل ببيند از وراي گل

دو چشم خواب اصغرت به روي ني ستاره‌ها

واي اگر ديده شود ناحيه‌هاي حنجرت

سنگ به صيحه مي‌زند ناله بر آن كناره‌ها

واي بر اين غزل اگر دم از دو لعل خون زند

به زخمه‌هاي خيزران، قرائت از نقاره‌ها

واي به شاعرت اگر حد نزند به خامه اش

بگويد از فاطمه‌ها... فرارها... سواره‌ها...

*كاظم رستمي*


برچسب‌ها: عاشورا
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آبان 1393ساعت 13:54  توسط رستمی  | 
تماشاي پشتكار حامد محقق عزيز و ذوقش در پرداختن به وبلاگ آنهم در اين زمانه كه ديگر كسي خبري از وبلاگ نمي‌گيرد و البته سري كه به آرشيو كارهاي قديمم زدم، سر ذوقم آورد تا دوباره بنويسم و البته به سبكي كه سال 88 داشتم نظرات را هم ذيل متن بياورم...

اين شعر تاكسيدرمي را يكبار در همان سالها نوشتمش و حالا با تغييراتي در ورژن 93 :)

هاي پرنده!

پرنده بي‌آواز...

پرواز

زنداني ابد نيست

پشت ني‌ني چشمهات

مات تماشاي چه نشسته‌اي سالها؟

هاي پرنده

پرنده آويز!

پاييز آمده پرواز را...

آواز را بخوان از سينه سرد ديوار سكوت!

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مهر 1393ساعت 16:25  توسط رستمی  |